اجرای طرح بلندمرتبهسازی در مازندران حالا به یکی از موضوعات مهم برنامهریزی شهری این استان بدل شده است. استانی که هم باید پاسخگوی رشد جمعیت ساکن باشد و هم در روزها و فصلهای اوج سفر، بار سنگین حضور میلیونها مسافر و گردشگر را بر دوش بکشد. با این حال، بلندمرتبهسازی صرفاً یک راهحل کالبدی برای کمبود زمین نیست و اگر بدون بررسی همهجانبه پیش برود، میتواند فشار بر منابع آب، شبکه انرژی، راهها و محیط زیست شکننده مازندران را تشدید کند. از همین رو، این پرسش جدی مطرح است که آیا نسخه بلندمرتبهسازی برای مازندران و اساساً برای همه استانها و شهرها، راهحلی مناسب و پایدار به شمار میآید یا نه. مدیرکل راه و شهرسازی مازندران از انتخاب مشاور طرح ساماندهی زمین و بلندمرتبهسازی در استان خبر داده و گفته است که طرح مقدماتی و سهمبندی استان تقریباً نهایی شده است. این خبر، در ظاهر نشانه ورود مازندران به مرحلهای تازه از سیاستگذاری شهری است که قرار است درباره شکل توسعه آینده استان تصمیم بگیرد. با این حال، نفس ورود به بلندمرتبهسازی، بهویژه در استانی مانند مازندران، بیش از آنکه یک تصمیم فنی ساده باشد، یک انتخاب چندوجهی و سرنوشتساز است که باید نسبت آن با ظرفیتهای طبیعی، جمعیتی و زیرساختی استان بهدقت سنجیده شود. جابر حسنزاده، این طرح را اتفاقی مهم در سطح کشور توصیف کرده و از پیگیری استاندار، وزارت راه و شهرداریها برای ساماندهی موضوع زمین و بلندمرتبهسازی خبر داده است. او همچنین گفته است که امیدوارند با ارائه اولیه طرح و برنامهریزی مناسب، تا پایان ماه جاری سازوکار و ضوابط این موضوع در استان تعیین تکلیف شود. این اظهارات نشان میدهد که اراده اجرایی برای پیشبرد طرح وجود دارد، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا شتاب در تعیین تکلیف، جای بررسی عمیق را نخواهد گرفت؟ در بسیاری از شهرهای جهان، بلندمرتبهسازی زمانی به عنوان راهکاری برای مقابله با کمبود زمین، کنترل گسترش افقی شهر و کاهش هزینه توسعه مطرح شده است، اما همین نسخه، در همه جا نتیجه یکسانی نداشته است. شهری با منابع آبی پایدار، شبکه برق نیرومند، سیستم حملونقل عمومی کارآمد و ظرفیت مناسب دفع پسماند، ممکن است بتواند بخشی از نیازهای خود را با توسعه عمودی پاسخ دهد. در مقابل، شهری که زیرساختهای آن در شرایط عادی نیز زیر فشار است، با افزایش تراکم ساختمانی ممکن است با بحرانهای تازهتری روبهرو شود. مازندران دقیقاً در همین نقطه قرار دارد. این استان تنها با جمعیت ساکن خود تعریف نمیشود؛ بلکه در تعطیلات، مناسبتها و فصلهای اوج سفر، جمعیتی شناور را نیز میزبانی میکند که مصرف آب، برق، سوخت، تولید زباله و بار ترافیکی را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. بنابراین، اگر بلندمرتبهسازی قرار است در مازندران اجرا شود، نمیتوان آن را فقط از زاویه کمبود زمین یا تأمین مسکن بررسی کرد. این مدل توسعه باید با این پرسش همراه باشد که هر برج جدید، چه سهمی از آب و انرژی مصرف خواهد کرد، چه فشاری بر شبکه فاضلاب و حملونقل وارد میکند و چه اثری بر سیمای طبیعی و اکولوژیک منطقه میگذارد. از سوی دیگر، مازندران استانی با حساسیت بالای محیطزیستی است. جنگل، ساحل، اراضی کشاورزی و منابع طبیعی این استان، سرمایههایی نیستند که بتوان در سایه هر مدل توسعهای از کنار آنها گذشت. اگر بلندمرتبهسازی به معنای فشردهسازی جمعیت بدون تقویت زیرساختها باشد، ممکن است به جای حفظ زمین، مصرف منابع را در کانونهای شهری چند برابر کند و کیفیت زیست را کاهش دهد. به همین دلیل، نسخهای که برای یک کلانشهر خشک و صنعتی مناسب است، الزاماً برای یک استان گردشگرپذیر و طبیعتمحور مانند مازندران پاسخگو نخواهد بود.